خلاصه: با پیشرفت فناوری و تکنولوژی ها، روز به روز سایت ها و برنامه های مختلف پیچیده تر می شوند. الان همه چیز به درک مخاطب از محصول شما ختم میشه که در اصطلاح به آن تجربه کاربری گفته می شود.
آیا کاربران به راحتی از محصولات شما استفاده میکنند؟ آیا لذت میبرند و … اینها همگی شاخصه های اصلی ux هستند.

همه میدونیم در دنیایی زندگیی میکنیم که تکنولوژی به طرز فوق العاده سریعی پیشرفت میکند و همین موضوع باعث می شود که وبسایت ها و برنامه هایی که ما با آن ها در تعامل هستیم رو به روز پیچیده تر شوند. اما همیشه یک موضوع ثابت خواهد ماند و آن هم این است که درک کاربر از محصول یا همان تجربه کاربری اولویت است.

جمله معروفی است که میگوید “UX is everything” که یعنی “تجربه کاربری همه چیز است”. این جمله به وضوح بیان کننده این مطلب است که درک مخطاب از محصول به چه اندازه مهم و حیاتی میتواند باشد.

اصطلاحی که ما از آن به عنوان محصول یاد میکنیم میتواند به هر چیزی اطلاق شود، از سایت و اپلیکیشن تا محصولات فیزیکی و انواع خدمات.

تجربه کاربری (UX) چیست؟

به طور خیلی خلاصه اگر بخواهیم تعریف کنیم، “احساسی که مخاطب در استفاده از محصول دارد را تجربه کاربری میگویند”. حالا این محصول میتونه هر چیزی باشه، مثلا سایت، اپلیکیشن، قوطی رب، تلویزیون، مبل و … تعاملی که کاربر با این ها برقرار میکند دقیقا همون چیزی است که ما به دنبالش هستیم.

UX یکی از ضروری ترین بخش های هر کسب و کاری است. شرکت هایی که از این بخش در کسب و کار خود استفاده نمیکنند بدون شک ضررهای بسیار بزرگی را به خود وارد میکنند.

مهم نیست که مدل کسب و کار شما چه میخواهد باشد مهم اینه که بدون رعایت “ایجاد درک مناسب و تجربه لذت بخش مخاطب از محصول” شما یک بازنده خواهید بود.

مثال: فکر کنید شما در یک سیستم همکاری در فروش کار میکنید. اینجاست که باید ببینید محصولی که شما به عنوان یک بازاریاب وابسته ارائه از فلان برند ارائه میدهید، به درد مخاطب میخورد؟ چه ایراداتی به محصول میگیرد؟ چه نقدهایی دارد؟ و همچنین این را هم باید بدانید که چه نقاط قوتی دارید.

اگر همه این ها را بدانید و در کنار یکدیگر قرار دهید، آن وقت است که خواهید فهمید اصلا UX به چه درد میخورد.

UX یعنی دیدن، احساس کردن و کاربرد پذیری.

حالا بیایید یه کم بیشتر در عمق ماجرا سفر کنیم. فکر کنید که یک فروشگاه اینترنتی دارید. تا حالا شده بررسی کنید که کاربران چه مراحلی را طی میکنند تا به سبد خرید برسند؟ آیا شده بررسی کنید که موقعی که به سبد خرید رسیدند، بعدش چه میکنند؟

قطعا پاسخ خیلی از شماها “نه” خواهد بود. چون تا به حال به عمق طراحی تجربه کاربری فکر نکرده اید. متخصصان این کار همه این ها را باید آنالیز بکنند تا بتوانند بهترین جواب ها را برای شما تهیه کنند و در واقع فرآیند کاری شما را به بهینه ترین شکل ممکن در بیاورند.

بدون شک برای این مثالی که زدیم دو ابزار بسیار فوق العاده برای آنالیز وجود دارند که عبارت اند از: Google Analytics و Hotjar. چیزی که مشخص است مردم بسیار بیشتری از گوگل آنالیتیکس استفاده میکنند اما توصیه من به شما این است که از این دو ابزار در کنار یکدیگر استفاده کنید چون که هیچ گونه منافاتی با یکدیگر ندارند.

تاریخچه

برخی از اصول UX را میتوان در 4000 سال قبل از میلاد و در طراحی فنگ شویی چینی پیدا کرد. جایی که این طراحی سعی در استفاده بهینه ترین حالت ممکن از فضای اطراف را داشت.

همچنین شواهدی وجود دارد تا اوایل قرن 5 قبل از میلاد، یونان باستان ابزارها و مکانهای خود را بر اساس اصول ارگونومی طراحی میکرده است.

در اواخر قرن نوزدهم اندیشمندان و صنعتگران بزرگی همچون هنری فورد و وینسلو تیلور شروع به ادغام اصول اولیه طراحی تجربه کاربری در فرآیندهای تولیدی خود کردند.

بخش های اصلی ux

و اما طراحی تجربه کاربری به 4 بخش اصلی تقسیم می شود:

  • استراتژی تجربی (EXS)
  • طراحی تعاملی (IXD)
  • تحقیقات کاربر (UR)
  • معماری اطلاعات (IA)

استراتژی تجربی

EXS در واقع صرفا به کاربر معطوف نمی شود بلکه همه آن چیزی که در رابطه با تدوین استراتژی کسب و کار شامل نیازهای شرکت و کاربر است میباشد.

طراحی تعاملی

طراحی تعاملی در واقع همه آن چیزی که کاربر با آن تعامل بر قرار میکند را بررسی میکند. از رنگ و جایگذاری یک دکمه، انیمیشن ها و انتقال ها گرفته تا موارد کلی تر. این طراحی به دنبال این است تا به وسیله ایجاد طرح های بصری به کاربر اجازه دهد تا وظایف و اقدامات اصلی را به خوبی انجام دهد.

تحقیقات کاربر

همان طور که میدانید”UX همه چیز درباره شناسایی مشکل و طراحی راه حل آن برای کاربر است”.

خوب این امر نیاز به تحقیقات گسترده و حرفه ای از مشتریان بالقوه دارد. در طی این مراحل معمولا طراحان UX به دنبال مصاحبه، نظرسنجی و انجام آزمایش استافده از محصول می روند. این رکار را برای درک هر چه بهتر نیاز و مشکلات کاربر و طراحی راه حل هایی برای آن ها می پردازند.

در این بخش هم داده های کیفی و هم کمی جمع آوری می شود تا بتوان بهترین تصمیم گیری را برای ارائه راه حل هایی مفید و کاربردی ارائه داد..

معماری اطلاعات

این عمل برای دسترسی هر چه ساده و کاربردی تر اطلاعات برای کاربر انجام میپذیرد. این امر به کاربر کمک میکند تا در مسیری درست و طبق برنامه پیش رود و از گمراهی وی در بخش های مختلف جلوگیری میکند.

معماران اطلاعات باید ارتباط های مختلف را در بین محتوا و بخش های مختلف محصولات را در نظر بگیرید و آن ها به شمل معناردای به هم متصل کنند تا بتوان بهترین و بهینه ترین حالت ممکن را برای کاربر به ارمغان آورد.

جالب این جاست که بدانید باز هر کدام از این بخش ها دارای زیر مجموعه هایی بسیار زیاد و وسیعی هستند که هر کدام از آن ها دارای اطلاعاتی بسیار زیاد و گسترده ای است.

چرا UX تا این اندازه مهم است؟

امروزه با تاکید بسیار زیاد طراحی کاربر محور دیگه عملاً تجربه کاربری تبدیل به عنصری جدا ناپذیر از کسب و کارها شده است.

شما نمیتوانید که محصولی تولید کنید که کاربر ازز کار با آن لذت نبرد. میدانید چرا؟ قبلا خب میتوانستید تا حدودی این کار را انجام دهید چون رقابت در کسب و کارهای مختلف کم بود. اما امروزه به دلیل فضای بسیار رقابتی ای که موجود است دیگر بحث بر سر رعایت حتی کوچکترین موارد هم حیاتی می شود.

به طور مثال قبلا سایت هایی که طراحی می شد که از نظر گرافیک و سرعت، سطح بسیار پایینی را داشتند، اما امروزه دیگر نمیتوان با طراحی چنین سایت های ضعیفی به موفقیت های زیاد دست پیدا کرد.

از مشکلات اساسی طراحی محصولات این است که ما چیزی را طراحی میکنیم که خودمان فکر میکنیم خوب است و به کاربر فکر نمیکنیم.

دوباره من از همان مثال سیستم همکاری در فروش استفاده میکنم. فکر کنید در همچین سیستمی شما مخاطبانی دارند که هیچ نیازی به محصولات آن برند ندارند یا آن قدر برایشان مفید نیست.

در واقع آن محصولات برای آن جامعه از مخاطب هدف ساخته نشده. خب نتیجه چه می شود؟ کاملا واضح است که نتیجه این می شود که شما دلسرد میشوید در صورتی که صرفا با تغییر جامعه مخاطب خود میتوانید به فروش خیلی بهتری دست پیدا کنید.

دلیل این شکست ها این است که پست کارهای انجام گرفته هیچ علمی وجود ندارد. اگر از طریق علم و استدلال بتوانید جلو بروید بدون شک نتیجه ممناسب هم خواهید گرفت.

نکته: این که مخاطب حتی کاملا از محصول راضی هم باشد باز پایان کار نیست. همیشه میشه بهتر بود در نتیجه سعی کنید ارزش افزوده ایجاد کنید و مدام پیشرفت کنید.

خب با توجه به همه این حرف ها اگر شرکت هستید هنوز هم نمیخواهید که یک متخصص UX استخدام کنید؟

اگر هم نمیخواهید که استخدام کنید خداقل خودتونبه دنبال این تخصص بروید. من به شما قول میدهم که یکی از اصلی ترین بخش های هر سیستمی بدون شک همین طراجی تجربه کاربری است.

آینده تجربه کاربری چگونه خواهد بود؟

آینده تجربه کاربری

خبرهای خوبی در این باره وجود دارد. شرکت ها و برندهای مختلف متوجه شده اند که امروزه تا چه اندازه برداشت و درک مشتری ها از برند آن ها مهم شده است. همچنین میدانند که یک طراحی عالی تا چه اندازه میتواند در خلق مشتریان وفادار دارای اهمیت باشد.

همچنین UX در حال بهبود استانداردها است و این دلیل باعث می شود تا رقابت سخت تر شود و همچنین انتظار مخاطبان روز به روز بیشتر شود.

این یعنی تمرین و فعالیت در حوزه UX در حال گسترش است. در واقع بیشتر تمرکز این بخش بر روی حوزه های دیجیتال است اما به سرعت در حال فراگیر شدن در بازار محصولات فیزیکی نیز هست.

شاید تا به حال “تجربه مشتری” را زیاد شنیده باشید اما UX بخش سطح دیگری از فعالیت هایی است که شما باید در نظر بگیرید.

کاربرد طراحی تجربه کاربری چیست و سود آن در کجا است؟

خب هر فرآیند و آنالیزی طبیعتاً دارای هزینه خواهد بود. در دنیایی زندگی میکنیم که بازگشت سرمایه حرف اول را میزند.

یعنی چقدر هزینه می شود و در قبال آن هزینه چقدر پول بازگشت پیدا میکند؟

پس با توجه به این مسائل ما باید به دنبال مسائلی در طراحی تجربه کاربری باشیم که بیشترین سود ممکن را به ما می رسانند و باید آن ها را در اولویت قرار دهیم.

سیستم های پیچیده و بزرگ

هر چه یک سیستم بزرگ و پیچیده تر باشد، طبیعتاً نیاز آن سیستم به طراحی کاربر محور نیز بیشتر خواهد شد.

در این سیستم ها یک طراح UX میتواند به عنوان قلب تپنده آن سیستم باشد. چون این سیستم ها دارای وسعت زیاد و پیچیدگی های خاصی هستند در نتیجه نیازمند تحلیل های جلمع و زیادی نیز خواهند بود.

مسلما حتی ممکن است که یک فرد از پس کار بر نیاید و مجبور شوید که چندین فرد را استخدام کنید تا بتوانید بهترین نتیجه ممکن را از استخدام این افراد به دست آورید.

از طرفی ارائه این تحلیل ها و بررسی و بهینه سازی فرآیندها و محصولات باعث این خواهد شد که سود زیادی نیز نصیب آن شرکت شود.

استارتاپ ها

خب مسلما برای شرکت هایی که تازه افتتاح شده اند و سرمایه زیای ندارند نمیتوان انتظار داشت که یک تیم حرفه ای UX استخدام کنند تا بهینه سازی فرآیند کاری آن ها را انجام دهند.

بدون شک این برندها میتوانند این افراد را به صورت پاره وقت استخدام کنند تا بهترین نتیجه و بهره را بگیرند. یعنی هزینه کم و بازگشت سرمایه مناسب.

پروژه هایی با بودجه مناسب

یک سری از پروژه ها وجود دارند که بودجه مناسبی دارند و اغلب توسط آژانس های مختلف انجام می شوند. این جا اولویت بر روی تحویل کار است.

تو این اوقات باید تا میتوان هزینه ها را پایین نگه داشت و کیفیت محصول و خدمات را افزایش داد.

پروژه هایی با مدت زمان طولانی

خب همانطور که کاملا واضح است فکر کنید که میخواهید یک سایت طراحی کنید. خب ابتدا باید طراح UX طرح اولیه آن را کشیده و سپس ایرادات آن را برطرف کند و سپس آن را تحویل برنامه نویس دهد. مسلما این فرآیند طولانی تر از روش های معمول میباشد ولی خب بسیار حرفه ای تر خواهد بود.

در نتیجه در این مواقع باید تا چای ممکن در زمان صرفه جویی کرد.

تجربه کاربری و باورهای اشتباه

باورهای اشتباه درباره ux

طراحی تجربه کاربری یک کار فوق العاده است اما یادتان باشد که UX نیز یک سری از کارها را نمیتواند انجام دهد.

حالا این کارها چه چیزهایی هستند؟

UX یک چک لیست برای همه پروژه ها نیست

نمیشود که ما بیاییم یک تجربه کاربری ای را طراحی کنیم و بگوییم خب برای همه پروژه ها و همه افراد من از همین متد و روند استفاده میکنم.

به هیچ عنوان این گونه نخواهد بود.

هر پروژه ای، در هر زمانی و با هر مخاطبی شرایط خاص و ویژه خودش را دارد. باید برای هر کدام از این شرایط نکات مختلف را بررسی کنید و در نتیجه شروع به طراحی کنید.

چیزی که خیلی واضح است نمیتوان تجربه یک کاربر را در دوسایت مختلف با دو موضوع مختلف یکسان دانست. همین دلیل واضح و روشن یکی از صدها دلیل وجود تفاوت در طراحی های مختلف در پروژه های مختلف است.

همیشه نمیتوان با معیارهای معمول بررسی کرد

شما نمیتوانید اثربخشی طراحی تجربه کاربری را صرفا با معیارهایی مانند نرخ تبدیل، نرخ پرش و بازدید صفحات بررسی کرد.

ما میتوانیم یک سری فرضیات و حدسیاتی را را در نظر بگیریم و همچنین میتوانیم رفتار کاربر را هم بسنجیم اما حداقل تا همین لحظه نرم افزاری وجود ندارد که به صورت دقیق به ما آمار بهبود وضعیت تجربه کاربری را به ما بگوید.

تجربه کاربری همان کارایی یک محصول نیست

بعضی ها فکر میکنند user experience همان useability است، در صورتی که این دو بخش کاملا مشخص شده هستند.

تجربه کاربری به احساسی که کاربر در هنگام استفاده از محصول شما دارد برمیگردد درر صورتی که useability به کاربردپذیر بودن و تاثیر طراحی میپردازد.

در واقع Useability بخش بزرگی از تجربه کاربری است و در تجربیات موثر و دلپذیر نقض اصلی را ایفا میکند.

اما روانشناسی، معماری اطلاعات و طراحی کاربر محور نیز جزوه نقش های اصلی ایین حوزه هستند.

UX هزینه اضافه است

هنوز که هنوز است بعضی از افراد و برندها به طراجی تجربه کاربری به عنوان یک هزینه سربار نگاه میکنند در صورتی که یکی از مهم ترین و بزرگ ترین سرمایه گذاری های هر برندی است.

این UX است که باعث افزایش بازدهی، کارایی و در نهایت افزایش درآمد شما خواهد شد.

به طور مثل یک تغییر کوچک در فرآیند پرداخت در فروشگاه های آنلاین میتواند باعث افزایش چند برابری فروش و درآمد شود. تنها با یک حرکت کوچک.

نتایج قابل اندازه گیری دقیق نیستند

بله این حرف کاملا درست است. شما نمیتوانید که یک عدد خاص را به نتایج به دست آمده از تجربه کاربری خود نسبت دهید چرا؟

چون این بخش به طور 100% با احساسات مخاطبان سر و کار دارد در نتیجه نمیتوان معیار اندازه گیری دقیق و نتایج خیلی دقیقی به دست آورد.

در عوض ما باید نتایح را به طور غیر مستقیم به دست آوریم. به طور مال رفتار کاربران، نظرسنجی ها، بازدید صفحات، نرخ پرش و …

با این حال ایین که بگوییم هر تغییر مثبتی به خاطر تجربه کاربری بهتر بوده است بحثی است کاملا بی نتیجه و بی اساس.

وظایف طراحان تجربه کاربری چیست؟

وظایف طراح تجربه کاربری

طراح تجربه کاربری کیست؟ خب همانطور که میدانید متخصص این کار، وظایف زیادی بر عهده دارد.

حال در این جا چند نمونه از وظایف این متخصصان را برای شما آورده ایم:

ارزیابی سیستم

یکی از مهم ترین وظایف هر طراحی این است که وضعیت فعلی سیستم شما را ارزیابی کند و نکات موردنظر را جهت اصلاح آن بگوید.

انجام تست A/B

ممکن است شما نیاز داشته باشید که نسخه های مختلفی را از تجربه کاربری تست کنید تا ببینید کدام یک از دیگری بهتر است. این کار وظیفه طراح است تا با استفاده از تست های A/B این موضوع را برای شما مشخص کند.

تو این موارد اکثرا تنها یک بخش مورد بحث است. به طور مثال اگر رنگ فلان دکمه زرد باشد بهتر است یا سبز.

مطابق این فرضیه ها تست ها را انجام داده و نتایج را برای شما مشخص میکنند.

نظرسنجی کاربر

یک طراحی UX میتواند با مشتریان بالقوه شما صحبت کند تا بتواند بینش و دیدگاه بهتری را نسبت به فرآیند کاری و تغییرات احتمالی به دست آورد.

از آن جا که تجربه کاربر یک مسئله ذهنی است، بهترین راه درک آن مطالعه و تعامل با کاربران است.

طراحی وایرفریم و پروتوتایپ ها

طبق مطالعات و یافته های طراحان UX، ممکن است آن ها بتوانند وایرفریم ها و پروتوتایپ هایی با قابلیت های بهتر و قوی تری طراحی کنند.

آنالیز جریان رفتاری کاربر

کاربر از کجا اومده و به کجا رفته؟ این کار یکی از فرآیندهای بسیار کلیدی و مهم در تحلیل رفتار کاربر است.

این که شما بدانید معمولا یک کاربر بیشتر به چه صفحاتی تمایل دارد یا اینکه بعد از طی چندین صفحه به کدام صفحه می رود میتواند بسیار حائز اهمیت باشد.

چون در این صورت به راحتی میتوانید فکر کاربر را فهمیده و از آن در جهت بهبود تعامل و فروش اقدام کنید.

قصه گویی یا همان Story Telling

طراحان UX به وسیله درگیر کردن احساسات مخاطب با ترسیم عناصر آشنا و مشابه میتوانند کاربر را با خود همراه کنند که این کار باعث افزایش شدید تعامل کاربر با برند شما خواهد شد.

ایجاد سبک محتوایی

قطعا نمی شود که شما هر محتوا را با شکل و ظاهر متفاوت و با بی نظمی تولید کنید. حال این محتوا هر مدل محتوایی باشد فرقی نمیکند.

یک طراح UX باید برای تولیدکنندگان محتوا در هر بخشی و برای هر مدلی یک سبک و چارچوب خاصی را طراحی کند تا بتوانید بهترین بهره را از آن گرفت.

ابزارهای مورد نیاز طراحی

در این جا چند نمونه از بهترین ابزارهای مورد نیاز متخصصات طراحی تجربه کاربری را برای شما لیست کرده ایم.

توجه کنید که این ابزارها صزفا متخصصان این رشته نیست و طراحان گرافیک، برنامه نویسان، طراحان تعاملی و … نیز میتوانند از آن ها به خوبی استفاده کنند.

ابزارهای وایرفریم و پروتوتایپ

طراحی وایرفریم و پروتوتایپ به راحتی به وسیله کاغذ و قلم قابل انجام است. خوبی این کار این است که کاملا رایگان است و بسیار ساده است.

حال اکر قرار باشد از برخی از ابزارها استفاده کنیم باید به ابزارهای زیر اشاره کنیم:

ابزارهای تست A/B

قطعا میدانید که تست A/B یعنی ما میاییم و دونسخه ازز فرضا یک صفحه سایت را در قیاس با هم قرار می دهیم تا ببنیم که کدام یک از آنها بازخورد بهتری دارند.

حال یکی از بهترین و مطمئن ترین ابزارها برای این کار ابزاری است که خود گوگل به ما ارائه می دهد. این ابزار Google Optimize نام دارد.

ابزار جمع آوری نظرات و فیدبک های کاربران

بررسی و مصاحبه با کاربران یکی از اصلی ترین بخش ها طراحی تجربه کاربری است. بهترین و با صرفه ترین کار برای این مورد این است که این کار را از راه دور انجام دهیم.

حال برای این کار میتوانید از ابزارهای زیر استفاده کنید:

ابزارهای آنالیز

بدون شک هر طراح تجربه کاربری ای باید بداند که ترافیک ورودی یک وب سایت از کجا می آید؟ کاربران چه رفتاری در سایت دارند؟ کدام صفحات بیشتر مورد توجه مخاطبان است؟ آیا کاربران طبق طراحی قیف فروش انجام گرفته عمل میکنند؟

اهدافی که برای کسب و کار خود تعیین کرده ایم به خوبی پیش می رونند؟ در چه ساعاتی بیشترین میزان بازدید از سایت ما انجام می شود؟ و کلی معیار دیگر برای بررسی توسط این افراد وجود دارد.

شما هر چقدر هم که خوب کار کنید اگر کاربر با طراحی قیف فروش شما هماهنگ نباشد خوب قطعا میتوان گفت که به هدف دلخواهتان نرسیده اید. پس باید بررسی کنید و ببینید که آیا قیف فروش شما به شکل اشتباهی رفتار شده است یا مشکل از جای دیگریست؟

یکی از بهترین ابزارها بدون شک ابزار Google Analytics است که البته در ابتدای این مقاله نیز به آن پرداخته بودیم.

تفاوت UI و UX چیست؟

تفاوت طراح تجربه کاربری و طراحی رابط کاربری

یکی از پر تکرار ترین سوال هایی که هر فردی میپرسید این است که طراحی تجربه کاربری با طراحی رابط کاربری چه تفاوتی دارد.

باید گفت که رابط کاربری صرفا بخش ظاهری کار را شامل می شود و در واقع UI زیر مجموعه ای از UX است.

پس در نتیجه شما نمیتوانید یک طراحی UX باشید ولی بگویید که من از طراحی UI سر در نمی آورم و یا نمیخواهم آن را انجام دهم.

چگونه میتوان از طراح گرافیک به طراح تجربه کاربری تبدیل شد؟

آیا اصلا تفاوتی بین یک گرافیست و طراح تجربه کاربری وجود دارد؟ پاسخ قطعا “بله” است.

اما نزدیکی ای بین این دو بخش وجود دارد چون این دو با زبانی مشترک با هم صحبت میکنند.

برای این کار میتوانید در دوره های آنلاین مختلف شرکت کنید کنید تا بتوانید علاوه بر طراحی گرافیک به اصول و ابزارها و فرآیندهای این کار مسلط شوید.

خوبی گرافیک این است که به هم متصل است.

یعنی موقعی که پای ui وسط میاد به راحتی یک طراح گرافیک میتواند آن را پیاده سازی کند صرفا کافی است تا اصول و قواعد آن را بلد باشید و پیاده سازی آن برای وی کار بسیار راحتی خواهد بود.

از کجا باید ایده گرفت؟

ایده گرفتن برای طراحی یک محصول بسیار کار ساده ای است.

اپلیکیشن و سایت های بسیار زیادی در این زمینه فعال هستند و شما با یک سرچ کوچک میتوانید در مدت زمان بسیار کمی به هزاران ایده برای طراحی های خود دست پیدا کنید.

از جمله این سایت ها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:

فقط کافی است یک بار به این سایت ها سر بزنید. قول میدم تا آخر عمر از این 3 وب سایت کلی استفاده خواهید کرد.

چک لیست کامل

شاید با خودتان بگویید که شما که گفتید تجربه کاربری چک لیست نیست که! پس چرا چک لیست ارائه میکنید؟

درست میگویید ولی نگفتیم که چک لیستی وجود ندارد. اصول که فرقی نمیکند و برای آن ها می شود این را در نظر گرفت اما در بخش پیاده سازی مسلما برای هر پروژه فرق میکند.

اما به طور چند مرحله وجود دارد و برای هر مرحله چک لیست مربوط به خود وجود دارد که عبارت است از:

1- مرحله تحقیقات

  • بررسی رقبا
  • بررسی داده ها و اطلاعات
  • فیدبک و نظر کاربران

2- مرحله برنامه ریزی

  • تعیین پرسونا کاربر برای ایجاد سناریو
  • جریان رفتاری کاربر یا همان User Flow
  • پیدا کردن Red Routers یا همان قابلیت های بسیار خاص محصول که برای کاربر بسیار جالب و مهم است

3- مرحله کشف و ساختار اولیه

  • ایجاد طرح کلی
  • ایجاد وایرفریم ها
  • ایجاد و طراحی پروتوتایپ ها

4- مرحله فهم ارتباطات

  • فهم کاربر، ساختار اطلاعات و کانال های ارتباطی
  • فهم ادبیات برند شما و کاربران و نحوه برقراری ارتباط کلامی
  • دسترسی راحت و کاربردی

5- مرحله ساخت

  • ایجاد طراحی ظاهری
  • بررسی ارگونومی ها و ساختار ظاهری سایت
  • رسپانسیو بودن

6- مرحله دریافت نظرات کاربران

  • اوقات انتظار (مانند مدت زمان لود یک صفحه که ترجیحاً باید چیزی به وی نمایش داده شود)
  • فهم و پیدا کردن ارورها
  • ایجاد تعامل درست برای انجام عمل های موفقیت آمیز کاربر مثل افوزدن به سبد خرید

7- مرحله نهایی طراحی

  • طراحی نهایی بخش بندی های هر صفحه
  • استفاده از آیکون و تصاویر
  • استفاده از فونت و تضادهای رنگی

8- مرحله لذت استفاده

  • تبلیغ نویسی
  • تعامل مفید و لذت بخش
  • موشن های استفاده شده باید ساده، زیبا و تعاملی باشند

9- مرحله آنالیز

  • تنظیم kpi (شاخض کلیدی عملکرد)
  • برنامه ریزی برای تست A/B
  • آزمایش و بررسی

نتیجه

تجربه کاربر اصطلاحی است که تعریف آن به هیچ عنوان ساده نیست. اما هنگامیی که اصول و مفاهیم آن را بفهمید دیگر پیاده سازی آن در پروژه های مختلف کار ساده ای است.

این را هم توجه داشته باشید که UX یک فرآیند زمان بر و البته دائمی است.

یعنی ییک طراحی تجربه کاربری دائما با کاربران، اعداد و ارقام و آنالیزهای مختلف سر و کار دارد و با بررسی آن ها مدام به دنبال یافتن بهترین راه حل ها و بهینه ترین فرآیندهای ممکن است.

یادتان باشد که اگر میخواهید از رقبای خود جلوتر باشید هیچ گاه بخش طرحی تجربه کاربری خود را متوقف نکنید و همیشه سعی در بهبود آن داشته باشید.

زیرا بخش بزرگی از حیات کسب و کار شما به آن وابسته است پس در نتیجه تعطیل کردن آن یک حرف خنده دار و مسخره است.

روز به روز خود را برای رضایت بیشتر مشتری بهبود بخشید.

1 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه