خیلی از مردم تصور می کنند که منظور از هوش، فقط بهره هوشی (Intelligence Quotient) یا به اختصار، IQ است. نوع دیگری از هوش که عامه مردم اطلاعی از آن ندارند، هوش هیجانی (emotional intelligence) یا EQ نام دارد. البته تقسیم بندی هوش به دو به نوع EQ و IQ، تنها نوع دسته بندی هوش نیست و حتی در یک دسته بندی معتبر دیگر، هشت نوع هوش مختلف، تعریف می شود. ما در این مقاله قصد داریم به مفهوم EQ، نقش هوش هیجانی در کسب و کار و رابطه هوش هیجانی و موفقیت بپردازیم.

اگر بخواهیم خیلی ساده بگوییم، منظور از هوش هیجانی، توانایی درک، استفاده و مدیریت احساسات و عواطف خود به شیوه هایی مثبت برای کاهش استرس، ارتباط مؤثر با دیگران، همدلی با دیگران، غلبه بر چالش های درونی و حل و فصل مناقشات است.

با اینکه بسیاری از مردم تصور می‌کنند که IQ مهم ترین نقش را در موفقیت افراد ایفا می کند اما مطالعات نشان داده اند که ارتباط هوش هیجانی و موفقیت در کسب و کار و زندگی حرفه ای، بسیار بیشتر از بهره هوشی است.

تعریف هوش هیجانی چیست؟

تعریف هوش هیجانی چیست؟

اکثر مرم با مفهوم هوش عمومی (general intelligence) آشنایی دارند که به معنی توانایی یادگیری، استفاده از دانش و حل مسائل است. با این حال، هوش عمومی، تنها نوع هوش نیست و همانطور که در بالا گفتیم، نوع دیگری از هوش به نام EQ وجود دارد. هوش هیجانی یا EQ مفهومی است که در دهه ۱۹۹۰ توسط دانشمندان، تعریف شد و کاملا با IQ، تفاوت دارد.

EQ را می توان به ساده ترین شکل ممکن، توانایی کنترل عواطف خود دانست. افرادی که از EQ بالاتری برخوردار هستند، می توانند عواطف و اثرات آن ها و نیز رفتار دیگران را بهتر درک کنند.

مؤلفه های emotional intelligence

مؤلفه های هوش هیجانی

EQ دارای پنج مؤلفه اصلی است که به شرح زیر هستند:

  • خود-آگاهی (self-awareness): منظور از خود-آگاهی، آگاه بودن نسبت به عواطف و احساسات خود است. افراد دارای EQ بالا، سطح بالایی از خود-آگاهی را نشان می دهند. این افراد می دانند که عواطف و احساساتشان چه تأثیری روی خودشان و دیگران می گذارند و تحت کنترل احساسات خود نیستند.
  • خود-کنترلی (self-regulation): افرادی که خود-کنترلی بالایی دارند، تصمیمات تکانه ای (impulsive) نمی گیرند. چنین افرادی، پیش از هر کاری، کمی صبر کرده و به عواقب آن، فکر می کنند.
  • انگیزه (motivation): کسانی که هوش هیجانی بالایی دارند، افرادی فعال هستند. چنین افرادی، رویاهای بزرگی در سر می پرورانند و به این فکر می کنند که اعمال آن ها چه نقشی در رسیدن به موفقیت دارند. در واقع، ارتباط هوش هیجانی و موفقیت، وابستگی زیادی به انگیزه دارد.
  • همدلی (empathy): کسانی که دارای هوش هیجانی بالایی هستند، معمولا خودخواهی کمتری دارند. چنین افرادی، با دیگران احساس همدلی و همدردی می کنند. این افراد، شنوندگان خوبی هستند، در قضاوت کردن دیگران، عجله نمی کنند و نیازها و خواسته های دیگران را درک می کنند. بنابراین، فردی که EQ بالایی دارد، معمولا یک دوست وفادار و دلسوز است.
  • مهارت های اجتماعی (social skills): کار کردن در قالب یک تیم برای افراد دارای EQ بالاتر، بسیار ساده تر است. چنین افرادی، به دلیل مهارت های ارتباطی عالی و توانایی در مدیریت روابط، رهبران بسیار خوبی هستند.

اهمیت emotional intelligence در کسب و کار

اهمیت هوش هیجانی در کسب و کار

امروزه، واحدهای منابع انسانی سازمان ها، در جذب نیروهای مورد نیاز سازمان، اهمیت زیادی برای EQ قائل هستند و نتایج آزمون های سنجش هوش هیجانی، به یکی از مهم ترین معیارها برای جذب پرسنل توسط کسب و کارها، تبدیل شده اند.

EQ پرسنل را می توان یکی از مهم ترین عواملی دانست که در بقا و پیشرفت سازمان های تجاری، نقش دارند. بعضی از مطالعات نشان داده اند که حدود ۶۰ درصد از شرکت های بزرگ دنیا، دارای کارکنانی با EQ بالاتر در مقایسه با شرکت های کوچک تر و رقبای تجاری ضعیف تر هستند.

چنین مطالعاتی، نشان داده اند که سطح EQ در مالکان، مدیران و کارکنان کسب و کارهای کوچک و ناموفق، نسبتا، پایین است. در مقابل، مالکان، مدیران و پرسنل کسب و کارهای بزرگ و موفق، EQ بالایی دارند.

رابطه هوش هیجانی و موفقیت

EQ یک توانایی ضروری برای داشتن روابط میان-فردی سالم و مؤثر است. پژوهش ها نشان داده اند که EQ یک رفتار اکتسابی است که در سال های اولیه زندگی، آموخته می شود و ژنتیک، نقش زیادی در آن ایفا نمی کند.

در مطالعه ای که روی بیش از ۲۶۰۰ مدیر استخدامی انجام شده، ۷۱ درصد آن ها گفته اند که هوش هیجانی نسبت به بهره هوشی برای آن ها از اهمیت بیشتری در فرآیند استخدام نیروی انسانی، برخوردار است.

وقتی که در رابطه با دلیل این موضوع از آن ها سوال شد، دلایل زیر را بیان کردند:

  • کارکنان دارای EQ بالاتر، توانایی بیشتری در حفظ خونسردی خود در شرایط پرفشار دارند.
  • چنین کارکنانی، بیش از اینکه حرف بزنند، شنونده هستند.
  • این افراد، هوش مالی بیشتری دارند و تصمیمات تجاری بهتری می گیرند.
  • افراد دارای هوش هیجانی بالاتر، کنترل بیشتری روی هیجانات خود دارند و می توانند خیلی پخته و بالغ، در رابطه با موضوعات حساس، صحبت کنند.
  • عملکرد این کارکنان در حل و فصل مناقشات، خیلی بهتر از کارکنان با EQ پایین تر است.
  • کارکنان دارای EQ بالاتر، همدلی بیشتری با همکاران خود دارند.

در واقع، اهمیت هوش هیجانی در کسب و کار به این دلیل است که این نوع هوش، به شما کمک می کند تا عواطف خود و دیگران را بهتر درک کرده و با منطق، آن ها را مدیریت کنید. توانایی کنترل عواطف و هیجان به شما، توانایی هدایت افراد را می دهد و به شما کمک می کند تا شادتر و موفق تر باشید.

بر اساس گفته های بالا که حاصل مطالعات متعدد هستند، می توان گفت که مهم ترین دلایل اهمیت EQ در موفقیت و کسب و کار، به شرح زیر هستند:

درک ارتباطات غیر کلامی

در صورتی که EQ بالایی داشته باشید، توانایی بالاتری در مواجهه با یک چالش، پیش از تبدیل شدن آن به یک مشکل، دارید. برای مثال، اگر متوجه شوید که یکی از همکاران شما، نشانه هایی از غم و اندوه را به صورت غیرکلامی، بیان می کند، می توانید با او به صورت خصوصی، صحبت و همدردی کنید.

خود-آگاهی از عواطف و هیجانات درونی

شما می توانید از این مهارت، برای کنترل و تنظیم رفتار خود، پیش از رفتار نامناسب با یک همکار یا یک مشتری، استفاده کنید. برای مثال، اگر بدانید که شب سختی را پشت سر گذاشته اید، ممکن است در محیط کار، بیشتر مراقب رفتار خود باشید و روی احساسات مثبت تمرکز کنید.

بهبود کارایی

یکی دیگر از دلایل رابطه نزدیک هوش هیجانی و موفقیت حرفه ای، بهبود کارایی به دلیل همدلی و درک عواطف دیگران است. اگر هوش هیجانی خود را تقویت کنید، می توانید راحت تر تصمیم بگیرید و کارهای خود را با کارایی بهتری انجام دهید.

پیشرفت حرفه ای

EQ و مهارت های رهبری، پا به پای هم پیش می روند. مهارت هایی مثل صبر، گوش دادن فعالانه، مثبت گرایی و همدلی می توانند به شما کمک کنند تا به یک جایگاه شغلی مدیریتی برسید و ترفیع شغلی بگیرید.

تشویق دیگران به تقویت مهارت های میان-فردی

عواطف و احساسات، مسری هستند و تجلی انگیزه، همدلی، مسئولیت پذیری و کار تیمی شما در محیط کار، سبب تشویق دیگران به تقویت مؤلفه های EQ، به ویژه مهارت های میان-فردی می شود.

چگونه می توان هوش هیجانی را تقویت کرد؟

همانطور که پیش از این گفتیم، EQ یک صفت اکتسابی است و ژنتیک، تأثیر زیادی روی آن ندارد. با این حال، EQ هر کسی، در سال های اولیه زندگی اش شکل می گیرد. خوشبختانه، روش هایی برای تقویت EQ وجود دارد. در زیر، پنج گام اصلی بهبود هوش هیجانی در کسب و کار را به شما معرفی می کنیم.

۱- شناسایی نقاط ضعف خود

پیش از اینکه برای بهبود EQ خود، اقدامی انجام دهید، بهتر است که نقاط ضعف خود را بشناسید. خود-سنجی (self-assessing) نقاط ضعف عاطفی، شما را قادر می سازد تا بتوانید با پوشش این نقاط ضعف، EQ خود را به طور بهینه تری، بالا ببرید.

برای مثال، ممکن شما در کمک کردن به افرادی که به صورت کلامی احساساتشان را بیان می کنند، عالی باشید اما نتوانید پیام های ارتباطی غیرکلامی را دریافت کنید. وقتی که در رابطه با نقاط ضعف خود فکر می کنید، با خودتان صادق باشید و در طول فرآیند تقویت EQ، به فهرستی که از نقاط ضعف خود تهیه کرده اید، نگاه کنید تا در جریان میزان پیشرفت خود، قرار بگیرید.

۲- مرور تاریخچه هوش هیجانی

بعد از تهیه فهرستی از نقاط ضعف خود، سابقه EQ خود را مرور کنید. به ایمیل ها و پیام های خود نگاه کنید تا ببینید که در گذشته، چگونه در وضعیت های مختلف، رفتار کرده اید. برای مثال، می توانید مواردی را شناسایی کنید که بهتر بود در آن ها، با همدلی بیشتری با یک شخص دیگر، صحبت می کردید. چنین کاری به شما این توانایی را می دهد تا در آینده، تصمیمات بهتری بگیرید و رفتار بهتری داشته باشید.

۳- بازخورد گرفتن از دیگران

بهترین روش برای درک تمایلات عاطفی و هیجانی خود، بازخورد گرفتن از کسانی است که به آن ها، اعتماد دارید. چنین افرادی با شما صادق هستند و بازخوردی که از آن ها می گیرید، اطلاعات زیادی در اختیار شما قرار می دهد. برای مثال، می توانید از یک عضو خانواده یا یک دوست نزدیک بخواهید تا در رابطه با نحوه برخورد شما با دیگران، به شیوه ای انتقادی اظهار نظر کند. از گفته های آن فرد برای درک نحوه برداشت رفتار شما توسط دیگران، استفاده کرده و نقاط ضعف رفتاری خود را برطرف کنید.

۴- تقاضای کمک

برای بهبود هوش هیجانی خود در محیط کار، از مدیر یا الگوی حرفه ای خود، تقاضای کمک کنید. متخصصین منابع انسانی نیز می توانند به شما برای تقویت EQ کمک کنند. همچنین، شما می توانید به مشاوره یا روانشناس، مراجعه کنید.

۵- تمرین روزانه هوش هیجانی در کسب و کار

هر چیزی را که در رابطه با EQ فرا گرفته اید، به صورت روزانه، در محل کار خود، تمرین کنید. به نقاط ضعف خود توجه داشته باشید، از دیگران بازخورد بگیرید و برای پوشش این نقاط ضعف، از دیگران کمک بخواهید.

بعضی از تمرینات تقویت EQ، فردی هستند. برای مثال، می توانید رو به روی یک آینه بایستید و روی حالات چهره خود کار کنید. با این حال، اکثر تمرینات EQ، نیازمند ارتباط با افراد مختلف و همکاران شما هستند.

رابطه هوش هیجانی و موفقیت، چه در زندگی شخصی و چه در زندگی حرفه ای، بسیار اثر گذار خواهد بود. شاید این تأثیرات، به سرعت خودشان را نشان ندهند اما قطعا در یک بازه زمانی طولانی، زمینه ساز پیشرفت شما در جنبه های مختلف زندگی خواهند شد. بنابراین، هر چقدر که برای تقویت EQ وقت اختصاص دهید، کم است.

جمع بندی

EQ به معنی توانایی در درک و مدیریت عواطف و رفتارهای خود و دیگران است و کاملا با IQ، تفاوت دارد. مطالعات نشان داده اند که هوش هیجانی، نسبت به بهره هوشی، نقش مهم تری در موفقیت افراد در جنبه های مختلف زندگی شخصی و حرفه ای دارد.

EQ دارای پنج مؤلفه، شامل خود-آگاهی، خود-کنترلی، انگیزه، همدلی و مهارت های اجتماعی است. هر یک از این مؤلفه ها در محیط کار اهمیت دارند و تقویت آن ها می تواند زمینه ساز پیشرفت حرفه ای شما باشد.

تقویت هوش هیجانی در کسب و کار، پنج مرحله اصلی دارد. در اولین مرحله، شما باید نقاط ضعف خود را شناسایی کنید. سپس، باید سابقه EQ خود را مرور کنید و ببینید که می توانید چه کارهایی برای تقویت EQ خود انجام دهید. در مرحله سوم، باید از دیگران در رابطه با رفتار خود، بازخورد بگیرید تا دید دقیق تری از زاویه دید یک شخص بیرونی، نسبت به مهارت های ارتباطی خودتان، کسب کنید. در گام چهارم می توانید از یک مدیر، الگویی حرفه ای، کارشناس منابع انسانی یا روانشناس یا مشاوره، برای تقویت EQ خود، کمک بگیرید. گام آخر برای تقویت EQ، تمرینات روزانه است.

همانطور که در این مقاله گفتیم، EQ در موفقیت شما، چه در زندگی شخصی و چه در زندگی حرفه ای، بسیار مهم است. خوشبختانه، EQ یک ویژگی اکتسابی است و می توانید آن را تقویت کنید. تا جایی که می توانید برای تقویت «هوش هیجانی در کسب و کار» وقت اختصاص دهید و مطمئن باشید که در درازمدت، ثمره آن را خواهید دید.

منابع:

forbespositivepsychology

موضوع مرتبط

پیشنهاد میکنیم این مقالات را هم بخوانید

3 دیدگاه. ارسال دیدگاه جدید

  • جعفر کریمی
    آبان 29, 1400 11:46 ق.ظ

    البته تعاریف هوش هیجانی یا همون EQ در مباحث جدید روانشناسی در حال تغییر است. در دنیای امروز قابلیت های افراد نسبی تعریف می شه و ممکنه فردی که هوش هیجانی بالایی داره در شرایط پرفشار هم درست عمل نکنه. برای همین نمیشه نرم خاص و محدودی رو در این زمینه تعیین کرد.

    پاسخ
  • علی خوش چهره
    آبان 29, 1400 11:49 ق.ظ

    بی شک هوش هیجانی یکی از مهم ترین پارامترها برای داشتن عملکرد مناسب در محیط کار و زندگی است. افرادی که هوش هیجانی پایینی دارند معمولا همونطور که در مقاله گفته شد با همکاران خودشون در محیط کار رابطه گرم و صمیمی ندارند و همچنین در شرایط پرفشار از کوره در می رن و نمی تونند تکالیفی که بهشون داده می شه رو سروقت و به درستی انجام بدن که در نهایت هم به خودشون ضربه می زنند و هم به سازمانی که در ان مشغول هستند

    پاسخ
    • مدیر سایت
      آبان 30, 1400 9:35 ق.ظ

      بله دقیقا با نظر شما من هم موافقم افرادی که نمیتونند با دیگران ارتباط برقرار کنند، محیط کاری رو خشک میکنن و این باعث پایین اومدن بهره وری، عصبانیت ها و عدم شناخت همدیگه خواهد شد

      پاسخ

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست