میلیونها شغل در رابطه با تجارت الکترونیک در دنیا وجود دارد. در هر حوزه ای که بخواهید فعالیت کنید کلی از این مشاغل وجود دارد. پس چه باید کرد؟ باید کنار کشید؟ خیر. باید به وسیله ی تکنیک های بازاریابی دیجیتال خود را از دیگران متمایز و برتر کنید. هدف نهایی این است که شما محصول یا خدمات خود را بفروشید و به وسیله ی استراتژی های بازاریابی آنلاین این کار برای شما امکان پذیر خواهد شد.

یادتان باشید که تبلیغات سنتی هنوز هم واقعا کار میکنند اما خب بسیار گران هستند.

مثلا زدن بنر تبلیغاتی واقعا بازدهی خوبی میتواند داشته باشد اما خب خیلی گران است. بازاریابی آنلاین قیمت ها را کاهش می دهد و اثبات میکند که فرآیندی که شما در حال طی کردن آن هستید مقرون به صرفه است. به نظر شما چرا دیجیتال مارکتنیگ مقرون به صرفه است؟ به این دلیل که به جای تبلیغات عمومی دنبال مخاطب هدف میگردد.

از آن جایی که اینترنت بسیار وسیع است دسترسی به طیف وسیع مخاطبان با صرف هزینه پایین بسیار منطقی خواهد بود. حال به نظر شما مارکترها چه اشتباهاتی را در دنیای آنلاین انجام میدهند؟

1- عدم شناخت کافی از مخاطب هدف

عدم شناخت مخاطب هدف

محتوای شما ممکن است بسیار عالی و بی نقص باشد اما اگر نیاز مخاطب را نشناسید یا آن محتوا به مخاطب درست نرسد عملا یک کار بی ارزش انجام داده اید. شما باید بدانید که مخاطب به دنبال چه چیزی است و برای آن نیاز محتوا تولید کنید. اگر محتوای شما در بین مخاطبان درست و هدفتان پخش نشود و در واقع پرسنا مخاطب خود را نشناسید، کسب و کار شما شکست خواهد خورد.

یکی از اساسی ترین بخش ها برای شناخت کاربران، طراحی پرسونا است. کسب و کار شما باید مخاطبانی را هدف قرار دهد که از نظر شخصیتی مشابه هم هستند. انتخاب صحیح مخاطب و رساندن محتوای مفید به آن ها میتواند فروش شما را به طرز چشمگیری افزایش دهد.

2- توضیحات نامناسب محصول

ارزش کالای شما با توجه به توضیحات آن مشخص می شود. توضیحات محصول میتواند به سوالات مخاطبان پاسخ دهد و به عنوان یک بازاریاب عمل کند. توضیحات شما محصول را خود به خود به فروش می رساند.

ویژگی های محصول باید در قسمت ویژگی ها نوشته شود و توضیحات باید در قسمت توضیحات و یا نقد و بررسی قرار بگیرد. این کار بسیار جواب داده است.

در نتیجه عدم وجود توضیحات برای یک محصول به عنوان یک مشکل در نظر گرفته می شود. یک توضیف و بررسی خوب و صادقانه است که میتواند یک محصول را به فروش خوبی برساند.

3- عدم استفاده از اثبات اجتماعی به اندازه ی کافی

استفاده کم از اثبات اجتمای

با سرعت رشد بسیار زیاد شبکه های اجتماعی خیلی از برندها به فکر حضور هر چه قوی تر در این بستر هستند. شبکه های اجتماعی ابزاری قدرتمند برای شناخت سلیقه ی مخاطبان و فروش مستقیم به آن ها است.

برای سرعت بخشیدن و فروش بیشتر شما میتوانید از اینفلوئنسر مارکتینگ استفاده کنید. نکته ای که هست اینه که شما باید در این شبکه ها برند خودتان را به عنوان یک برند معتبر اثبات کنید تا مردم هر چه بیشتر شما را بشناسند.

عدم ارتباط با بازاریابی آنلاین با شبکه های اجتماعی به این معنا است که نقص بسیار بزرگی در اطلاعات و آمارهای شما وجود دارد. مشارکت و حضور موثر در شبکه های اجتماعی امری ضروری و اجتناب ناپذیر است.

4- خدمات ضعیف برای مشتری

خدمات ضعیف مشتریان

استراتژی بازاریابی شامل 3بخش میشود:

  • قبل از فروش
  • حین فروش
  • بعد از فروش

نمی شود که شما در استراتژی خودتان برنامه ای برای یک بخش نداشته باشید. مسلما اگر برای هر یک از این 3 مرحله بی برنامه باشید شکست خواهید خورد.

حتماً و باید برای تمامی این مسیر برنامه ی خاص خود را داشته باشید تا بتوانید به صورت پایدار و طولانی مدت موفق شوید.  موقعی کاربر دوباره اقدام به خرید از یک برند میکند که از خرید قبلی تجربه ی خوبی داشته باشد.

شما باید هر آنچه که مشتری بعد از خرید هم نیاز دارد برای وی فراهم کنید و پاسخگوی سوالات وی باشید.

5- تجربه ی کاربری ضعیف

تجربه ی کاربری ضعیف

قاعدتا به این گونه رفتار می شود که بیزینس های مختلف همواره دنبال مشتری جدید هستند و از مشتری فعلی و قبلی خود غافل می شوند.

خیلی مقرون به صرفه تر است که شما محصولاتی را به مشتریان فعلی خود بفروشید تا به دنبال مشتری جدید بگردید.

ممکن است که تجارت شما گسترده شود و متاسفانه از رسیدگی به مشتریان خود غافل بمانید. این کار حس بدی را به مشتریان فعلی و قبلی وارد می سازد و آن ها مجبور خواهند شد که از برند دیگری خدمات یا محصول تهیه کنند.

به طور مثال شرکت های هاستینگ در کشور خودمان که خیلی از ماها با آن ها سر و کار داشته ایم. خیلی از آن ها پاسخگویی و پشتیبانی درستی ندارند و فقط دنبال پول و مشتری جدید هستند.

شما باید با توجه به تجربیات مشتریان فعلی و قبلی خود، به روز رسانی هایی در محصولات یا خدمات خود انجام دهید تا تجربه کاربری آن ها همواره بهتر شود. این کار باعث می شود که افراد مخاطبان شما هیجان داشته باشند که در آپدیت بعدی چه قابلیت هایی به محصول یا خدمت شما اضافه می شود و این کنجکاوی خود باعث فروش بیشتر می شود.

اما اگر محصول یا خدمت شما دارای تجربه کاربری بدی باشد و شما آن را به روز رسانی نکنید خب مشتری هم دیگر از شما خرید نخواهد کرد و به دنبال برندی بهتر و به روز تر می رود.

6- تجربه ی ضعیف در کار با موبایل

تجربه موبایل ضعیف

با این که مطلب رسپانسیو و بهینه بودن سایت ها برای تمامی دستگاه های مختلف همواره جزو توصیه های اکید گوگل بوده است، باز هم شاهد این هستیم که افراد زیادی به هیچ عنوان به این توصیه ها توجهی نمیکنند و سایت های خود را برای موبایل یا تبلت بهینه نمی کنند.

خیلی مشخص است که طیف وسیعی از خریداران اینترنتی با موبایل کار میکنند و طبق آمار این این افراد بیشتر از استفاده کنندگان از دسکتاپ هستند.

المان ها و بخش های مختلف سایت شما باید در تمامی دستگاه ها به راحتی قابل دیدن و استفاده باشد و همچنین سرعت سایت شما نیز باید بسیار مناسب باشد.

سرعت سایت برای کاربران موبایل بسیار مهم است. طبق آمار سرعت لود اولیه ی سایت شما نباید بیش از 3 ثانیه باشد.

منبع: https://www.scientiamobile.com/

7- بازاریابی محتوایی ضعیف

بازاریابی محتوایی ضعیف

خیلی از برندها صرفا محتوا تولید میکنند ولی با آن بازاریابی انجام نمی دهند. یعنی محتوا تولید میکنند تا کاربر بخواند و برود. برایشان مهم نیست که آن محتوا بتواند محصولی را بفروشد یا حداقل از نظر معیارهای مختلف مثل نرخ پرش و نرخ تعامل بهینه باشد.

بگذارید کاربر با محتوای شما ارتباط برقرار کند و از آن لذت ببرد.

نمی شود که شما صرفا محتوا تولید کنید برای گوگل که رتبه ی سایتتان بیاید بالا و بعد دیگر برایتان مهم نباشید که این محتوا در حال انجام چه کارهایی است.

8- ایمیل مارکتینگ ضعیف

ایمیل مارکتینگ ضعیف

خیلی ها هنوز هم میگویند بابا کی ایمیل باز میکنه من خودمم باز نمیکنم!!

این تصور فوق العاده غلطی است که همچین افرادی دارند. قطعا با توجه به کسب و کارهای مختلف نرخ بازدهی ایمیل مارکتیگ هم متفاوت خواهد بود اما من توصیه میکنم حداقل برای یک بار هم که شده از این استراتژی استفاده کنید. مطمئن هستم بعد از چند استفاده ی اول به یکی از طرفداران پر و پا قرص آن تبدیل خواهید شد.

یادتان باشد که ایمیل های ارسالی شما باید آنالیز و بررسی شود. نمی شود که شما فقط ایمیل بفرستید و با خود بگویید که مگر ایمیل هم بهینه سازی دارد؟!!

بله ایمیل هم بهینه سازی دارد، خوب هم دارد. درصدها و آمار در این بخش فوق العاده مهم هستند.

پس توصیه میکنم حتما هزینه کنید و از  با ایمیل مارکتر حرفه ای کار کنید.

9- مدیریت ضعیف شبکه های اجتماعی

مدیریت ضعیف شبکه های اجتماعی

این روزها شبکه های اجتماعی شکاف بین برندها و مشتریان را از بین برده اند. مدیریت شبکه های اجتماعی روز به روز مهم تر و مشتریان و برندها بیش از هر زمان دیگری به هم نزدیک هستند. اما اگر برای این شبکه ها برنامه ریزی درستی انجام نشود میتواند به یک اثر منفی تبدیل شود. یعنی سود آور نباشد که هیچ ضرر هم وارد کند.

یک حرکت خوب یا بد در شبکه های اجتماعی می تواند سرنوشت یک برند را تغییر دهد.

انعطاف پذیری در هر پلتفرم لزوم حرکت به سمت پیشرفت است. یادتان نرود که در شبکه های اجتماعی چندین فرد را فقط مخصوص رسیدگی به نظرات و شکایات مخاطبان و مشتریان قراردهید.

10- عدم تحلیل و آنالیز

عدم آنالیز نتایج

خیلی ها به این شکل کار میکنند که صرفا یک کاری را انجام میدهند، خوب هم انجام می دهند ولی دیگر بررسی و آنالیز نمی کنند.

نمی دانند که این تغییر، کار و حرکتی که انجام داده اند خوب بوده یا بد؟ میزان خوبی و بدی آن به چه میزان بوده است. چه باید کرد تا از این وضعی که الان دارد بهتر شود و ….

عدم بررسی حرکت شما را بسیار بسیار کند میکند و میتواند منجر به فروپاشی برند شما شود.

آنالیز باعث می شود که بدانید مخاطب هدف شما دقیقا به دنبال چیست؟ مخاطبان غیر هدف شما چه کسانی هستند؟ کدام اینفلوئنسر برای شما تاثیر بیشتری داشت؟ موارد منسوخ شده کدام اند؟ چه مواردی در حال حاضر بیشتر جواب می دهد و هزاران سوال دیگر.

نتیجه

درست است که تجارت الکترونیک مزایا و ویژگی های خودش را دارد اما مشکلات و اشتباهای هم دارد که با برنامه ریزی و مدیریت میتوان به راحتی از وقوع آن ها جلوگیری کرد.

0 دیدگاهبستن دیدگاه‌ ها

ارسال دیدگاه