در گذشته برندینگ مقوله ای بود که فقط شرکت های بزرگ به سراغ آن می رفتند؛ به این دلیل که فرآیند برندسازی، یک فرآیند زمان بر و پرهزینه است. با گذر زمان و گسترش فضای دیجیتال و شبکه های اجتماعی، شاخه های جدیدی از برندینگ پدیدار شد؛ روش هایی که هزینه کمتری دارد و گاهی اثر بخشی شان از روش های قدیمی بیشتر است و می‌توانند به موفقیت یک کسب و کار اینترنتی منجر شوند.

برندینگ دیجیتال یکی از این روش هاست. در این مقاله قرار است به شما توضیح بدهیم که دیجیتال برندینگ یعنی چه، چه اصولی دارد و به چه روشی انجام می شود. تفاوت آن با بازاریابی دیجیتال چیست و فراگرفتن آن چه کمکی به شما و کسب و کارتان می کند.

بهتر است قبل از خواندن این مقاله و برای درک بهتر موضوع آن کمی درباره اصول برندینگ و انواع برندینگ بخوانید و بعد از آن به سراغ «برندسازی دیجیتال» بروید.

حتما فایل PDF این مقاله را دانلود کنید.

دیجیتال برندینگ چیست؟

دیجیتال برندینگ چیست؟

برندینگ دیجیتال (Digital Branding) به طور کلی به این می پردازد که شما چگونه برند خود را در فضای آنلاین و با استفاده از بسترهایی مثل وب سایت، اپلیکیشن ها، شبکه های اجتماعی، ویدیو و… به تصویر می کشید و در ذهن مخاطبان خود جا می اندازید. در گذشته برندینگ آفلاین روش ساختن تصویر برند در ذهن مخاطب بود اما با گسترش فضای وب و دسترسی راحت مردم به آن، حالا برندسازی دیجیتال بخش مهمی از برندینگ محصول یا شرکت به شمار می رود.

دیجیتال برندینگ شامل ترکیبی از فعالیت های دیجیتال مارکتینگ و برندینگ آنلاین است که با هدف ساختن برند و ترویج آن در دنیای آنلاین انجام می شوند.

چرا حضور برند در دنیای دیجیتال اهمیت دارد؟ خوب، به گوشی همراه خود (که احتمالا الان از آن برای خواندن این استفاده می کنید) دقت کنید؛ همه ما زمان زیادی از روز را صرف گوشی مان می کنیم. بسیاری از ما از طریق اینترنت با دنیایی بزرگ تر درگیر هستیم، و این پدیده به فرصتی برای برندها تبدیل شده که بتوانند به مشتریان هدف دست یابند و کاربران تازه را به وفاداران بلند مدت تبدیل کنند.

تفاوت دیجیتال برندینگ و دیجیتال مارکتینگ چیست؟

تفاوت دیجیتال برندینگ و دیجیتال مارکتینگ چیست؟

چه فرقی بین «دیجیتال برندینگ» و «دیجیتال مارکتینگ» وجود دارد؟ برندینگ دیجیتال بر ارائه ارزش و تشویق به وفاداری به برند و همچنین شناخت آن تمرکز دارد، درحالی که بازاریابی دیجیتال تنها بر یافتن مشتریان جدید و ایجاد فروش بیشتر متمرکز است.

امروزه در فضای آنلاین به صورت دائم مخاطب تبلیغات گوناگون هستید، حتی اگر متوجه آن نباشید. در واقع این همان بازاریابی دیجیتال است. تبلیغات هم به اشکال گوناگون وجود دارند؛ یک بیوتی اینفلوئنسر اینستاگرام که برند لوازم آرایشی را تبلیغ می کند یا پیام پاپ آپ  که ممکن است در وب سایت ظاهر شود.

برخلاف دیجیتال مارکتینگ، برندسازی دیجیتال با شما به صورت مستقیم صحبت نمی کند؛ بلکه به دنبال تعامل با شماست. در واقع دیجیتال برندینگ بیشتر در مورد ایجاد هویتی آنلاین و القای احساسات مثبت درباره برند است، نه تشویق مردم برای تنها یک بار خرید کردن.

مهم است بدانید که دیجیتال برندینگ جایگزین دیجیتال مارکتینگ نیست، بلکه هر دو این ها بخشی از برنامه بازاریابی یک محصول یا برند هستند و اشتراک های زیادی با هم دارند. تفاوت اصلی این دو مقوله را هدف و پیام ارسالی به مخاطب تعیین می کند و در ابزار و راه ارتباطی با مخاطب تفاوت چندانی ندارند.

9 گام برای برندسازی دیجیتال

9 گام برندسازی دیجیتال

1. لوگو

لوگو اولین و مهمترین تصویری است که باید با نام برند شما در ذهن مشتری پیوند بخورد. برای مثال وقتی به نایکی فکر می کنید، تصویر «تیک» به ذهنتان می آید. یا وقتی نام اپل را می شنوید به سرعت تصویر سیب گازخورده معروفش در ذهنتان تداعی می شود.

لوگو باید با شخصیت و ارزش های کسب و کار شما، زمینه ای که در آن کار می کند و همچنین با سلیقه مخاطبان هدف، متناسب باشد. لوگوی برند شما باید به گونه ای باشد که در یاد ها بماند و تاثیر بلند مدت بگذارد. در عین حال نباید آنقدر پیچیده یا غیرملموس باشد که مخاطبان نتوانند آن را از بین هجوم روزانه انواع تصاویری که در فضای آنلاین می بینند، به خاطر بسپارند. همچنین بهتر است زرق و برق بیش از حد در طرح لوگو خود به کار نبرید.

بهتر است از تعریف ویژگی ها و مختصات برند خود شروع کنید: آیا برندی مدرن با سبک مینیمال هستید؟ آیا بر اصالت و ارزش های خاص تاکید دارید؟ وجه فان و سرگرم کننده دارید؟ آیا لوگو شما صرفا از کلمات و حروف تشکیل می شود یا قصد دارید طرح ها و تصاویر کوچک هم استفاده کنید؟ و…

به لوگوی کسب و کارهای مشابه خود نگاهی بیندازید و ببینید که رقبای شما چه می کنند. از تئوری رنگ ها نیز غافل نشوید: به کار بردن رنگ مناسب در لوگو می تواند حال و هوای خاصی به آن بدهد و باعث شود که از رقبا متمایز شوید. البته یادتان باشد که تم رنگی که انتخاب می کنید، باید به صورت مستمر در تمام جنبه های برندینگ و تبلیغاتتان به کار رود.

لوگو باید در انواع سایز ها و بر روی همه نمودهای برند شما خوب به نظر برسد: سربرگ ها، کارت های ویزیت و بیلبوردها. البته یادتان باشد که پلتفرم های دیجیتال به تصاویر با سایزهای متفاوت و خاص نیاز دارند. لوگو باید به گونه ای طراحی شود که بتوان از آن در جا های مختلف مثل عکس پروفایل، کاور پست ها، سربرگ ایمیل، در انواع اپلیکیشن ها و … استفاده کرد.

می توان گفت لوگو ایستگاه اول شما در مسیر رسیدن به موفقیت در «برندینگ دیجیتال» است. بهتر است زمان و هزینه کافی را برای طراحی لوگوی مناسب صرف کنید و برای این کار به سراغ افراد متخصص بروید.

2. وب سایت

اگر لوگو را نشانه برند شما بدانیم، وب سایت به عنوان ویترین کسب و کار و فروشگاه شما در فضای دیجیتال عمل خواهد کرد. امروزه مشتری اگر بخواهد در مورد آدرس شرکت، ساعت هایی که باز هستید، لیست محصولاتتان، اطلاعات تماس و… بداند، به سادگی نام برند شما را در گوگل سرچ می کند. در واقع مشتری انتظار دارد که همه آن اطلاعات را به سرعت در وب سایت شما پیدا کند.

وب سایتی تاثیرگذار خواهد بود که طراحی ساده داشته باشد و بتوان به راحتی بین صفحات و قسمت های مختلف آن پیمایش کرد. حفظ ثبات در دیجیتال برندینگ اهمیت زیادی دارد؛ بنابراین باید از یک پالت رنگی خاص که با رنگ لوگوی شما نیز همخوانی دارد،

برای طراحی سایت استفاده کنید. با استفاده از فونت های جذاب و خوانا، عناصری مانند نام برند و جزئیات مهم را برجسته کنید؛ طوری که راحت تر دیده و خوانده شوند. محتوایی که در صفحات خود می گنجانید باید مختصر و مفید باشد و کاربر را سریعا به آن چه که به دنبالش می گردد، برساند. در مقابل اگر با محتوای بیش از حد صفحه را شلوغ و پلوغ کنید، تنها کاربر را گیج و گرفتار خواهید کرد.

یادتان باشد که سریع ترین راه برای این که مشتری بالقوه سایت شما را ترک کند، گیج کردن او با دفن اطلاعات ضروری در میان شلوغی ها است.

همچنین ساختار لینک ها در صفحه ها باید به گونه ای باشد که هم انسان ها و هم موتورهای جستجو بتوانند به راحتی میان اطلاعات صفحات مختلف سایت شما پیمایش کنند.

به همین ترتیب، محتوای سایت باید بتواند به آسانی توسط موتورهای جستجو ایندکس شود (در ادامه در مورد آن بیشتر توضیح خواهیم داد) تا محتوایتان در توده عظیم محتواهای به درد نخور اینترنت گم نشود.

در نهایت چک کنید و مطمئن شوید که همه قسمت های وب سایت شما به درستی کار می کنند. هر کدام از لینک ها، دکمه ها، تصاویر و … بررسی کنید. خطاها را نادیده نگیرید.

3. پیام برند

پیام برند آن چیزی است که برند شما درباره فعالیت ها و ارزش هایش می گوید و البته نحوه گفتن آن. مثلا اگر صاحب رستورانی هستید که بهترین همبرگر شهر را در آن می پزید (مزیت رقابتی برند شما، چیزی که در آن تک هستید)، حتما باید به این نکته در پیام برند خود اشاره کنید.

در واقع پیام برند باید منعکس کننده فعالیت ها و باورهای برند شما باشد و به طور صریح و روشن به نیازها و خواسته های مشتریان بپردازد. پیام برند موفق باید بتواند به سوال های زیر پاسخ دهد:

  • چه کار می کنید؟
  • مزیت و ویژگی خاص شما چیست (به چه چیزی شناخته می شوید)؟
  • ارزش ها و باورهای شما چیست؟

اگر به همان مثال بهترین همبرگر شهر برگردیم، پیام این برند باید این را برساند که:

  • ما همبرگر را بهتر از هر کس دیگری درست می کنیم
  • به فست فود های با کیفیت و خوشمزه خود شناخته می شویم
  • و باور داریم که هیچ غذاخوری دنج تر و دوستانه تر از ما در شهر وجود ندارد.

لحن کلامتان نیز باید با نوع کسب و کار شما و خدماتی که ارائه می دهد متناسب باشد. مثلا اگر محصول شما براق کننده لب است، باید با لحنی شاد و جوانپسند محتوا تولید کنید. یا اگر در کار فروش تجهیزات پزشکی هستید، بهتر است لحنی جدی و حرفه ای داشته باشید.

به طور کلی همیشه سعی کنید به جای نقاط ضعف، بر نقاط قوت و راه حل هایی که به مشتریان ارائه می دهید، تمرکز کنید.

دقت کنید که پیام برند شما باید همواره یکسان باشد. همچنین ادبیات متنی که با جست وجو نام شرکت شما در گوگل به نمایش در می آید باید با ادبیات محتواهای موجود در سایت شما همخوانی داشته باشد. به همین ترتیب کارمندان بخش خدمات مشتریان شما باید با مشتریان با همان ادبیاتی صحبت کنند که در اینستاگرام و توییتر دارید.

مطمئن شوید که پیام برند شما متناسب با ویژگی های مخاطب آنلاین تنظیم شده است. در یک کلام اگر برند شما قرار است در اینترنت حیات داشته باشد، باید مانند خود اینترنت عمل کند. فضای آنلاین روش های ارتباطی منحصر به فرد خود را دارد (مانند میم ها، گیف ها، ادبیات عامیانه و غیر رسمی و…) که کسب و کار شما باید در صورت لزوم، در رسانه های اجتماعی از آن ها استفاده بکند.

4. بهینه سازی برای موتورهای جستجو (سئو)

مهارت های بهینه سازی موتورهای جستجو یا همان سئو، تضمین می کند که برند شما و آنچه مربوط به آن است به راحتی در موتورهای جستجو پیدا شوند. نیاز به یادآوری نیست که موتورهای جستجو مثل گوگل، از اصلی ترین روش های دسترسی کاربران فضای مجازی به شما هستند.

هنگام طراحی وب سایت خود، اصول سئو را نیز مد نظر داشته باشید. بهترین مکان برای شروع، راهنمای وب مسترهای گوگل (Google’s Webmaster Guidelines) است. جایی که نحوه ایندکس کردن و رتبه بندی سایت ها توسط گوگل توضیح داده می شود. نکات اصلی آن را در ادامه می خوانید:

  • اطمینان حاصل کنید که هر صفحه وب سایت، با لینکی از صفحه دیگر (که خودش قابل پیدا شدن باشد)، قابل دسترس است.
  • تعداد لینک های یک صفحه را به حداکثر 100 عدد محدود کنید.
  • اولویت را در طراحی صفحات، نیاز کاربران قرار دهید نه موتورهای جستجو
  • در نظر بگیرید که چه چیزی وب سایت شما را مفید و جذاب می کند.
  • با تولید محتوای با ارزش، وب سایت خود را از بقیه متمایز کنید.
  • به طور مداوم سایت خود را برای پیدا کردن لینک های معیوب و تهدیدات هک بررسی کنید.

از ابزار جستجوی کلمات کلیدی (keyword search tools) استفاده کنید تا بتوانید کلمات و عباراتی را بیابید که بیشتر توسط مخاطبان جستجو می شوند. از این کلمات در محتوای وبلاگ و صفحات سایت خود استفاده کنید. ابزار مختلفی برای جستجوی کلمات کلیدی وجود دارد؛ مثلا Keywordplaner یا Keywordtool  یا Google Trends.

همچنین مطمئن شوید که اسکیمای سایت شما (کدی در وب سایت که داده ها را در صفحه های سایت، شناسایی می کند) و متا تگ ها (قطعه کوچکی از متن که توضیحاتی در مورد محتوای صفحه می دهد) برای موتورهای جستجو، بهینه سازی شده اند.

همچنین توصیه اکید می شود که از لینک های فعال و سالم به تعداد مناسب (هم به صفحات داخلی خود و هم به صفحات خارجی) در صفحات خود استفاده کنید تا وب سایت شما در نتیاج جستجو جایگاه بالاتر و بهتری کسب کند.

یادتان باشد که موتورهای جستجو مانند گوگل، همه این موارد را در نظر می گیرند و وب سایت نامرغوب، سرنوشتی جز گم شدن در دنیای عظیم اینترنت نخواهد داشت.

5. شبکه های اجتماعی

اینستاگرام، فیس بوک و توییتر: تقریبا همه مردم این روز ها (حتی کم) در یکی از شبکه های اجتماعی حضور دارند. داستان ساده است؛ اگر مشتریان احتمالی شما در آن جا حضور دارند، پس برند شما هم باید حاضر باشد.

هر کدام از این رسانه ها، فضای خاص خود را دارند و باید به تناسب محتوایی که در هر کدام منتشر می کنید و جو و فرهنگ آن رسانه، دقت کنید. به طور مثال فضای اینستاگرام، فضایی غیر جدی و غیر رسمی است و محتواهای خشک یا با لحن رسمی در آن با استقبال خوبی مواجه نخواهد شد. همچنین محتواهای تصویری (عکس و ویدیو) در اینستاگرام طرفدار بیشتری دارند.

در مقابل شبکه اجتماعی مثل لینکدین، فضایی جدی و مرتبط با کسب و کاری دارد و باید با لحن حرفه ای و رسمی در آن حرف بزنید.

یا مثلا در توییتر تنها 280 کاراکتر برای حرف زدن فرصت دارید. در توییتر بیشتر به رویدادها و اخبار جدید و روزانه پرداخته می شود.

هنگام استفاده از رسانه های اجتماعی، باید به اصول خاصی پایبند باشید؛ مثلا انتشار پست ها را برای زمان ها و تاریخ های خاص برنامه ریزی کنید، با مخاطبان صفحه خود در تعامل باشید و به پیام های آن ها به طور مناسب پاسخ دهید. در نهایت فراموش نکنید که روند پیشرفت خود را پایش و بررسی نمایید.

6. ایمیل مارکتینگ

با وجود انواع ابزارهای پر زرق و برق برای برندینگ دیجیتال، ممکن است روش های قدیمی تر مانند ارسال ایمیل به فراموشی سپرده شوند. در حالی که ایمیل ها راهی آسان برای ارتباط با مشتریان، به ویژه آن هایی که از رسانه های اجتماعی استفاده نمی کنند، به شمار می روند.

برای شروع بهتر است لیست کاملی از آدرس ایمیل های هدفمند که احتمال می دهید به محصولات و خدمات شما نیازمند هستند و می توانند مشتریان احتمالی باشند، تهیه کنید. برای جمع آوری ایمیل ها نیز می توانید در سایت خود یک پاپ آپ به همراه فرم ثبت نام طراحی کنید. یا اینکه محتوای جذاب و خاصی (مانند کتاب الکترونیک) تولید کنید و در ازای ارائه آن، از مخاطب آدرس ایمیلش را بگیرید.

قبل از ارسال انبوه ایمیل، به طور روشن برای خود مشخص کنید که هدف شما از ارسال ایمیل چیست؛ افزایش تعامل با مشتریان؟ بهبود و ارتقاء روابط موجود؟ معرفی محصول و مزیت جدید؟ شما باید همه جزئیات ایمیلتان را، از موضوع و نگارش آن گرفته تا انتخاب عکس، مشخص کنید.

ایمیل های خود را برای گروه های خاص مشتریان، شخصی سازی کنید و آن ها را با لحنی پر جنب و جوش و متناسب با برندتان بنویسید. همچنین عکس ها، فیلم ها و اطلاعات مفیدی را در ایمیل بگنجانید که نه تنها محصولات شما را به فروش برساند، بلکه مشتریان را به طور فعال با جنبه های مختلف برند شما درگیر کند.                             

7. تبلیغات آنلاین            

با تبلیغات آنلاین، می توانید از قدرت وب برای بازاریابی محصولات خود استفاده کنید. البته در حال حاضر تبلیغات آنلاین دیگر به تنها قرار دادن یک بنر ساده در یک صفحه وب محدود نمی شود؛ بلکه امروزه ده ها روش برای تبلیغات دیجیتالی وجود دارد. آنچه در ادامه می آید برخی از رایج ترین آن هاست:         

  • تبلیغات موتورهای جستجو: این تبلیغات وب سایت شما را در بالای صفحه در سایتی مانند گوگل قرار می دهد تا مشتریان ابتدا محصول یا برند شما را ببینند.
  • تبلیغات نمایشی: بنرهای قابل کلیکی هستند که در صفحات وب در سراسر اینترنت پیدا خواهید کرد.
  • تبلیغات رسانه های اجتماعی: فیس بوک، توییتر و اینستاگرام همگی راه های مختلفی را برای «حمایت مالی» محتوا ارائه می دهند. مثلا در ازای دریافت پول، پست شما به طور خودکار در فیدهای مشتریان بالقوه ظاهر می شود، یا می توانید یک اینفلوئنسر استخدام کنید تا درباره محصولتان برای شما تولید محتوا کند.
  • آگهی های فید مرورگر موبایل و دسک تاپ: این تبلیغات اغلب به عنوان «محتوای پیشنهادی» در فیدهای مرورگر موبایل و دسک تاپ کاربران ظاهر می شوند.
  • تبلیغات ریتارگتینگ: آیا تا به حال برایتان پیش آمده است که چیزی را جستجو کنید و حدود ده دقیقه بعد تبلیغ آن را ببینید؟ در اینجاست که با قدرت تبلیغات ریتارگتینگ آشنا می شوید. این  نوع تبلیغات برای مشتریانی هستند که قبلاً به کسب و کار یا خدمات شما ابراز علاقه کرده اند، چه از طریق گوگل، وب سایت و… .

8. بازاریابی محتوایی

امروزه دیگر تنها تبلیغ محصولات برای جلب توجه مخاطبان کافی نیست. برای ایجاد مشتریان وفادار که برای خرید دوباره از شما باز می گردند، برقراری تعامل و ایجاد ارتباط بسیار مهم است. اینجاست که بازاریابی محتوا آغاز می شود.

می توانید به آن به عنوان جنبه انسانی برند خود نگاه کنید. در حالی که بازاریابی دیجیتال بر فروش تأکید دارد، بازاریابی محتوا بر تعامل با مخاطب از طریق عکس ها، ویدیوها و پست های وبلاگ (مانند چیزی که در حال حاضر می خوانید!) تمرکز می کند.

بازاریابی محتوایی موفق باید بتواند علاقه را به برند شما در بین مخاطبان ایجاد و مشتریان را در مورد محصولات و پیام شما هیجان زده کند. همچنین باید به اعتماد بین برند و کاربر کمک کند و به دنبال ساختن روابط پایدار و پربار بین آن ها باشد. در حالی که بازاریابی دیجیتال برند شما را به مشتری معرفی می کند، بازاریابی محتوایی موفق باید آنها را علاقه مند نگه دارد و کاربرانی را که یک بار از شما خرید می کنند را به طرفداران سرسخت محصولاتتان تبدیل کند.

9. اینفلوئنسر مارکتینگ

اینفلوئنسر مارکتینگ شکلی از بازاریابی است که در آن افرادی که دنبال کننده های زیادی دارند و می توانند با تولید محتوای قوی بر آن ها تاثیر بگذارند، محصولات یا پیام برند شما را تبلیغ می کنند. به این ترتیب به جای بازاریابی مستقیم برای گروه محدودی از مخاطبان، پیام برند خود را در دستان یک ستاره رسانه اجتماعی قرار می دهید که آن را به تعداد زیادی از مخاطبان منتقل کند.

نحوه کار با آن ها نیز کاملا مشخص است؛ با اینفلوئنسری که مخاطبان آن برای کسب و کار شما مناسب هستند ارتباط می گیرید و هزینه تبلیغات را می پردازید و او محصول یا برند شما را در صفحه خود تبلیغ می کند. اکثر اینفلوئنسرها با ایجاد پایگاه های فالوور و اعتمادی که مخاطبانشان به آن ها دارند، می توانند برندها را به خوبی ارتقا دهند.

یادتان باشد که تبلیغات از زبان یک شخص واقعی (و نه خود برندها)، قابل باورتر به نظر می رسد (حتی اگر بدانند که تبلیغ است). اینفلوئنسرها معمولاً محتوای خود را نیز خودشان ایجاد می کنند، بنابراین پست های تبلیغاتی با ظاهر و فضای حاکم بر صفحات آن ها، هماهنگ خواهد بود. به علاوه، این نوع تبلیغات کار تیم بازاریابی شما را نیز کمتر می کند.

البته برخی اشتباهات نیز وجود دارند که باید از آن ها اجتناب کنید. اینفلوئنسرهایی را انتخاب کنید که زمینه کاری آن ها و مخاطبانی که دارند، با نوع کسب و کار شما متناسب باشد. به طور مثال اگر رستوران دارید نباید برای تبلیغ به سراغ اینفلوئنسرهای زمینه آرایشی و زیبایی بروید!

اعتبار و صحت تعداد فالوورها و میزان بازدید و تعامل اینفلوئنسری که می خواهید با او همکاری کنید را بسنجید و از درستی آن مطمئن شوید.

چکیده و مسیر دانش افزایی

جدول زیر خلاصه گام هایی است که برای برندینگ دیجیتال لازم است انجام بدهید. این 9 گام برای دیجیتال برندینگ در جدول زیر برای شما آمده است:

طراحی لوگولوگو باید با شخصیت و ارزش های برند شما، زمینه ای که در آن کار می کند و همچنین با سلیقه مخاطبان هدف، متناسب باشد. بهتر است طراحی لوگو را به افراد حرفهای بسپارید.
طراحی وب سایتویترین کسب و کار شما در فضای وب. باید ساده باشد و تمام اطلاعات مورد نیاز مشتری به راحتی در آن در دسترس باشد.
نوشتن پیام برندآن چیزی است که برند شما درباره فعالیت ها و ارزش هایش می گوید و البته نحوه گفتن آن. چه کار می کنید؟ / مزیت و ویژگی خاص شما چیست؟ / ارزش ها و باورهای شما چیست؟
سئو (SEO)تضمین می کند که وب سایت و محتواهای مربوط به برند شما به راحتی در موتورهای جستجو پیدا شوند. اصول سئو را در راهنمای وب مسترهای گوگل (Google’s Webmaster Guidelines) بخوانید.
حضور در شبکه های اجتماعیاگر مشتریان احتمالی شما در شبکه های اجتماعی حضور دارند، پس برند شما هم باید حاضر باشد. محتوا شما باید هم با ویژگی های برند شما هم خوانی داشته باشد؛ هم با ویژگی ها و سلیقه مخاطبان هر شبکه اجتماعی.
ارسال ایمیلراهی آسان ارتباط، به ویژه با آن هایی که از رسانه های اجتماعی استفاده نمی کنند. محتوای جذاب و خاصی (مانند کتاب الکترونیک) تولید کنید و در ازای ارائه آن، از مخاطب آدرس ایمیلش را بگیرید. ایمیل ها را برای گروه های مختلف مشتریان تان شخصی سازی کنید.  
تبلیغات آنلاینتبلیغات موتورهای جستجوتبلیغات نمایشیتبلیغات رسانه های اجتماعی آگهی های فید مرورگر موبایل و دسک تاپتبلیغات ریتارگتینگتبلیغات بنری یا ویدئویی در سایت ها و اپلیکیشن ها
بازاریابی محتواییبازاریابی محتوا بر تعامل با مخاطب از طریق عکس ها، ویدیوها و پست های وبلاگ تمرکز می کند.باید بتواند علاقه را به برند شما در بین مخاطبان ایجاد و مشتریان را در مورد محصولات و پیام شما هیجان زده کند. به اعتماد بین برند و کاربر کمک کند و به دنبال ساختن روابط پایدار و پربار بین آن ها باشد.
ایفلوئنسر مارکتینگتبلیغات از زبان یک شخص واقعی (و نه خود برندها)، قابل باورتر به نظر می رسد (حتی اگر بدانند که تبلیغ است). اینفلوئنسرهایی را انتخاب کنید که زمینه کاری آن ها و مخاطبانی که دارند. اعتبار و صحت تعداد فالوورها و میزان بازدید و تعامل آن ها را بسنجید.

حالا با خواندن این مقاله می دانید که دیجیتال برندینگ چیست و برای انجام آن باید به چه مواردی توجه داشته باشید. دیجیتال برندیگ به کسب و کارها کمک می کند که مشتری وفادار داشته باشند. مشتری وفادار عاملی است که یک کسب و کار را در بازار رقابتی و پر افت و خیز حذف می کند. باید توجه کنید که برندسازی یک فرآیند بلند مدت و دنباله دارد است، چه در فضای مجازی انجام شود که از طریق رسانه های آفلاین.

برای این که عمق دانش تان را در این حوزه بیشتر کنید می توانید به سراغ کتاب های تخصصی این حوزه بروید. کتاب «برندینگ دیجیتال» نوشته آلن.پی. ادمسون می توانید برای شروع کتاب خوبی باشد.

اگر هم می خواهید به طور کلی در مورد برندینگ و انواع دیگر آن مثل برندینگ شهری یا پرسونال برندینگ دانش اندوزی کنید، کتاب «مدیریت برندها» از سیلوی لافورت می تواند نقطه شروع خوبی باشد وفهم شما درباره برندینگ را بالا ببرد. هر دو کتاب توسط انتشارات سیته ترجمه و منتشر شده اند و می توانید به راحتی آن ها را تهیه کنید.

سوالات متداول

برندینگ دیجیتال چیست؟

برندینگ دیجیتال به فرآیندی استراتژیک می گویندکه بین مشتری و آنچه شما ارئه می دهید، از محصولات گرفته تا خدمات، ارتباط برقرار می کند.

تفاوت دیجیتال برندینگ و دیجیتال مارکتینگ در چیست؟

برندینگ دیجیتال بر ارائه ارزش و تشویق به وفاداری به برند و همچنین شناخت آن تمرکز دارد، درحالی که بازاریابی دیجیتال تنها بر یافتن مشتریان جدید و ایجاد فروش بیشتر متمرکز است.

امتیاز بدهید.

موضوع مرتبط

پیشنهاد میکنیم این مقالات را هم بخوانید

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

این فیلد را پر کنید
این فیلد را پر کنید
لطفاً یک نشانی ایمیل معتبر بنویسید.

فهرست